خرید بک لینک
آنقدر تمام حق را به تو دادم که از خودم چیزی به خاطرم نماند

و از بد روزگار فراموشی من واگیر دار بود

برچسب: نویسنده: میلاد میرزاپور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 8:58

عزیز تنیده بر تارو پود وجودسلامی به بلندای آسمانی که...به گرمای یازدهمین روز تابستانهایی که...به سپیدی آن روی ماهی که... حال من خوب است تا شبانه قدم رنجه میکنی به چشمهایی که...تا هنوز هر روز مفتخرم

برچسب: نویسنده: میلاد میرزاپور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 8:58

من ساعت شماطه دار آویزان بر دیوار بلندی هستم که در انتظار بیداری دریچه هایی که از طاق به تو می رسند، هی هر روز قد می کشد. سلول های من با خیال نور تو نفس می کشند و عقربه هایم میزان ضرب اهنگ قدم های تو

برچسب: نویسنده: میلاد میرزاپور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 8:58

سرخ ترین برگ از شمالی ترین شاخه درخت جوان به سمت جنوب پاییزی-ترین زمین سال پرواز کرد و با سکوتی نجیب در خش خش حزین رنگهای گرم مدفون شد تا شاید فرود سفید سرمای زمستان را که به دورترین شاخه های درخت شلاق خواهد زد، نظاره گر نباشد.

و این حقیقی ترین هویت زندگیست:

برگمی ریزد، رنگ می پرد، سفید می نشیند، بوسه می ماسد، درد میماند و درخت هزار ساله می شود.

امروز پنجمین پاییز

برچسب: نویسنده: میلاد میرزاپور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 8:58

صفحه بندی